-از دیدگاه آیت الله طالقانی(ره):
شریعتی این امتیازراداشت که نخست
به تغییر خود پرداخت ودر همه مسائل شک کرده، در نظام اجتماعی ودر مکتب هایی که در
کشور وارد می شد ، دروضع نظام دینی درمعتقدات دینی درهمه چیز شک کرد. شک ، اولین
مرحله تغییر است. انسانی که شک نکند به یقین نمی رسد یا مبتلا میشود به یکسری
عقاید وآراء سنتی وتقلیدی تا آخر عمر، ویا دربی تفاوتی درتمام عمر می ماند .
شریعتی این خصیصه را داشت که دائماً گوش می داد، فکر می کردوآنچه رااحسن بودازهر
مکتبی می گرفت، ازمکتب چپ و راست واز مکتب اسلام .
-از دیدگاه آیت الله دکتر بهشتی:
شریعتی یک قریحه سرشار و یک اندیشه
پویا وجستجوگر ویک اندیشه نا آرام بود. اندیشه ای که همواره در پی فهمیدن وشناختن
بود، مایه های اصلی این اندیشه معارف اسلامی بود که در خانه پدرش ودر مشهدباآنها
آشنا شده بود ، آشنائی بیش ازیک جوان معمولی ودر سطحی بالاتر ومطالعاتی که در
زمینه ادبیات وجامعه شناسی دررابطه با فرهنگ غربی و اروپایی داشت و خصوصیت دکتر
این بود که هویت و اصالت خودرادر این مطالعات گم نکرده بود و دچاراز خودبی گانگی
نگشته بود. پیدا بود که در طول سال ها مطالعه و تحصیل درزمینه جامعه شناسی ومعارف
دینی شیفته و دلباخته ی مطلق فرهنگ غربی نشده بود، بلکه اصالت فرهنگ غنی اسلام
همواره برای اوجاذبه ی نیرومند درسیروسلوک فکری ومعرفتی ایجادکرده وباعث شده بود
که ، گام هایی بلند به جلو بردارد ونتایج جالب و زیبا وارزنده ای را بدست آورد....
آنچه دررابطه بادکترمی توانم بگویم دو نکته است : یکی اینکه بر حسب برخوردهایی که
داشتیم و تا حدی که شنیده یا نوشته ها یش را خوانده ام اوهمواره رو به اصالت
اسلامی پیش می رفت و دوم اینکه بر عکس آنچه گاهی درباره ی او گفته می شد آدمی است
که حرف دیگران را نمی پذیرد، او وقتی حرفهای مستند و منطقی از افرادی که صاحبنظر
بودند می شنید می پذیرفت ، به شرط آنکه آن طرف در آن سطح وآن حد ازقدرت فکری تحلیل
باشد که بتواند مشکلی را برای او بگشاید و مطلبی را برای او باز نماید.
- از دیدگاه استاد
محمد تقی شریعتی(پدر دکترعلی شریعتی):
راز موفقیت دکتر
شریعتی از یک لحاظ ظاهری است و از یک جنبه معنوی . از جنبه ظاهری واسباب و عوامل
ظاهریشان ، این بود که قلمش بسیار قهار و توانا بود......
و از نظر معنوی این بود که دکتر هر چه می گفت خودش به آن معتقد بود . هیچ مطلبی که عقیده جزمی و ثابت به آن نداشت هیچگاه مطرح نمی کرد ، آنچه را که مطرح می کرد، خودش نسبت به آن مسائل کاملاًَ عقیده داشت . بنابراین علت موفقیت او قلم جذابش ، بیان جالبش ، پرمایگی اش، پرمطالعه بودنش، اطلاعات وسیعش و حسن استنباطش از مسائل بوده که نمونه اش داستان حر است که از یک داستان کوچکی که در همه مقاتل درظرف ده دقیقه نوشته یا بیان می شود، ایشان دو ساعت سخن گفته و همه آن هم سخن مفید وآموزنده می باشد، و این کیفیت استنباط ، خاص خوداوبود.
-ازدیدگاه دکتر
مصطفی چمران:
متن ذیل قسمتی از
سخنرانی دکتر چمران درهنگام دفن دکتر شریعتی دردمشق است که با نشانه ای از سوز دل
آن عارف به حق پیوسته است :
ای علی تونماینده
ی بحق محرومین وزجر دیدگان تاریخ هستی ومن ناله ی دردمندان راازحلقوم تو می شنوم
خروش اعتراض آنها رادر فریادرعد آسای تومی یابم. سرنوشت هزاران کارگربدبخت
راازدریچه ی چشم تو می بینم که زیر تازیانه جلادان فرعون، جان می دهندوزیر تخته
سنگ ها دفن می شوند و من صدای خرد شدن استخوان های آنها رااززیرتخته سنگها می شنوم
وضجه ی دردمندان وناله ی زجردیدگان دلم رابه درد می آورد.ای علی با خروش تو به جنگ
استعمار واستبدادواستحمار برمی خیزم وهمراه تو تاریخ را می شکافیم
وقارونهاوفرعونهاوبلعم ها را لعنت می کنیم. ای علی همراه تودرراه خدای بزرگ به
مجاهدت بر می خیزیم وبااسلحه شهادت مجهز می شویم. من آن راه ومکتبی را مقدس می
شمرم که غم ها ودردهای کثیف آدمی رابه زیبا وپاک تبدیل کند وآن شخصی را تقدیس می
کنم که روحش و احساسش و افکارش قلب آدمی
را صفا و جلا دهد و دردهاو غم هایش رازیبا و متعادل کند......
- ازدیدگاه دکتر
عبدالکریم سروش:
دکترشریعتی برای
اصلاح دین اوکارمی کرد، یکی خرافه زدایی و دیگری شناساندن وجوهی از اسلام که به
آنها جفا شده است......
شریعتی مذهب را
واقعاً مذهب می داشت . یعنی راه و مسلک که بایدآن راگرفت ورفت تا به جایی رسید.
درمیان راه ایستادن و به سبزه زارهای اطراف آن دلخوش داشتن ودرمیان آن نشستن وجاده
پرستی کردن کار عاقلان نیست.....
شریعتی یک روشنفکر
بود، روشنفکربه عقیده او، وارث پیامبر است ، کسی است که به فکر بیداری و حرکت
وآگاهی جامعه ی این جهانی است ....به روشنفکر توصیه می کرد که نقش اجتماعی ویژه مذ هبت راخود پیدا کن
زیرا که اشتباه تو، اشتباه یک نویسنده نیست،
اشتباه یک رهبر اجتماعی است، ،اشتباه یک آزاد کننده اجتماعی است ،اشتباه وارث
پیامبرو ادامه دهنده ی راه پیامبران تاریخ است....
استخراج وتصفیه دو
شیوه مهم کار شریعتی است و احیاء دینی اوبراین محورمی گردد.وی جهاد وشهادت ، ابوذر
وحسین وخون و...راازآیین اسلام استخراج کردوپالودو عرضه کرد وحرکت آفرید و جزء این
مقصودی نداشت. شریعتی ازآن کسانی نبود که خلوص اسلام را درتاریکی وبی خبری وتحریم
اندیشه های دیگران جستجو کند، او نمونه بارزی بود ازکسانی که با چشمی تازه برمعارف
کهن می نگرند وبه استخراج و تصفیه دست می زنند......
-از دیدگاه دکتر
علی شریعتمداری:
گذشت زمان، ارزش و
اهمیت کارهای دکتر شریعتی را بیش از پیش روشن می سازد. او نویسنده ای بود با
معلومات، روشنفکر، متعهد، مبارز، صریح اللهجه،باایمان وصدیق، یکی از کمبودهای
جامعه ی مانداشتن نویسندگانی است که با مردم پیوندواقعی داشته باشند، نیازهای مردم
را بشناسند، اعتقادات مردم را درک کنند، اعتقادات اصیل را از غیراصیل ، تمیز دهند.
دیدی گسترده وفکری
عمیق و رویای انعطاف پذیر داشته باشندوضمن همدردی و همفکری با مردم، درحل مشکلات به
ایشان کمک کنند. پاره ای از نویسندگان مافقط می توانند به اصطلاح ، صحیح چیز
بنویسند یا درنوشته های خود قواعد زبان را رعایت کنند اما نوشته های اینگونه افراد
غالباً مبتذل وفاقدمحتوای اساسی است. بعضی از نویسندگان قدرت تجزیه وتحلیل
وارزیابی موقعیت اجتماعی راندارندوبراساس برداشت های شخصی وگرایش های ذهنی چیز
هایی تهیه می کنند. این گروه نیز نقشی در بیداری مردم وحل مشکلات ایشان ندارند.
دسته ای از نویسندگان مانند شاگرد مدرسه ای که نوشته ای راحفظ می کندودر زمینه
اجتماعی وتاریخی به طور سطحی مطالبی رااز مکتبی خاص به خاطر سپرده وبر اساس همین
مطالب، مشکلات جامعه رامشخص می کنندوراه حل هایی ارائه می دهندوقهراً نمی توانند
در حل مشکلات اجتماعی قدمی بردارند. افراد این دسته باادعاهایی که در زمینه دیدعلمی
و نظر علمی دارند گرفتار توهمات یا ذهنیات خودهستند، نه جامعه را می شناسند نه
قدمی در زمینه حل مسائل اجتماعی بر می دارند . علاوه بر این بسیاری از نویسندگان
مشهور، فاقداطلاعات عمومی درزمینه های مختلف دانش بشری مثل ،تاریخ، قلسفه، جامعه
شناسی، دین، عرفان وهنر هستند. دکتر شریعتی یکی از چند نویسنده واز بعضی جهات تنها
نویسنده ای است که از میان مردم برخاست ، عقاید مردم رادرک کرده، اعتقادات اساسی
را ازعقایدغیر اساسی تمیز داد وبه نقش دین دردگرگونی های اجتماعی ، توجه کرد و ضمن
جدا ساختن مبانی واقعی دین از سنتها وآدابی که به تدریج رنگ دینی پیدا کرده اند به
طرزی دقیق اشکالات تربیت دینی جامعه را درزمان حاضر مشخص کرد....
علاوه براین، اواز
تخیلی قوی برخوردار بود، بحث اودرباره انسان به عنوان موجودی آگاه، انتخاب کننده
وخلاق درباره طبیعت، تاریخ، جامعه وخودبه عنوان عامل محدود کننده انسان، قدرت فکری
او را نشان می دهد....