"تابستانی به این گرمی بندر گناوه و بی توجهی به این سردی به بازیهای آبی"
پشت دریا شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه
چشمان سحر خیزان است
(سهراب سپهری)
تکیه زدن به ماسه های نرم درمجاورت آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس آرزوی هرایرانی است ، صدای دلنشین امواج این دریای زیبا گوش هر مسافری را نوازش می دهد ولی پای هر مسافری را نمی تواند به سوی خود بکشد . چرا؟
به راستی سهم فرزندان ما جز شرجی و حرارت از این دریای زیبا چه است؟بیائیم منصفانه به موضوع نگاه کنیم ، که چطور شهر هایی هستند که در دل کویر در حسرت یک لیتر آب به حفر قنات و چاه روی می آورند و چنان پارکهای آبی به راه انداخته اند که هر توریستی نه با پا بلکه با سر خود را به آنجا می کشاند.
جای تعجب است که مسئولین تربیت بدنی وتا اندازه ای شهرداری شهر گناوه نسبت به راه اندازی بازیهای تابستانی از قبیل: اسکی روی آب ، شنا، موج سواری و یاقایق سواری با پارو ودهها بازی دیگر آبی و مفرح اینقدر بی تفاوتند. واقعاً هزینه این بازیها چقدر است که به بی توجهی به آنها می چربد؟
در شهرهای مجاورما از یک باریکه ی آب به نام آبشار منبعی درآمدزا می سازند ونگاه به آن 1000تومانی می طلبد و بچه های ما را به سوی خود می کشاندو افسوس که ما نمی توانیم دیدنیهای اطراف خودرا مدیریت کنیم. چرا نباید جذابیت ساحل خود را با انداختن چند قایق رنگارنگ بادی و غیر بادی سروسامان دهیم ؟ چرا هیچ خلاقیت ونوآوری در زمینه ی بازیهای آبی دربندرگناوه اتفاق نمی افتد؟
چرااز پارکهای آبی وبچه هایی با لباسهای زردوقرمزو آبی سوار بر امواج خبری نیست؟
باور کنیم که با کمک فکر و اندیشه می توان با کمترین هزینه به بهترین نتایج رسید، مسابقات عمومی شنا و یا پاروزنی در هر هفته و اهداء جوایز به کمک اداره های شهر وکشاندن جوانان به این مسیر می تواند علاوه بر استعداد یابی ، روحیه ی این بندر نشینان راتقویت کند وافراد را از حالت جمودی به تحرک وادار کرده و زمینه ی پیاده کردن دیگر ورزشها رادر ساحل فراهم آورد.
با این نگاه که همه باید متولیان ورزش باشند وباامید به اینکه هر اداره ای یانهادی در بندر گناوه به کمک بچه های سخت کوش تربیت بدنی وسیله ای شود ودر تدارک یک بازی آبی تابستانی در ساحل دست اهالی ورزش را بفشارد ، تا آغازی برای عمران و آبادی شهر در تمام زمینه ها به کمک مشارکت فراهم گردد.