تبليغاتX
مُجـــــــــــــــــــــــــــــــــــرا
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 | 13:28
View Full Size Image

زندگي نامه تقي رحماني

 

 
 
 
 
 
 

تقي رحماني در سال 1338 در قزوين متولد شد. ورود او به صحنه سياسيت و مبارزات اجتماعي ضمن آشنايي و مطالعة آثار دكتر علي شريعتي صورت گرفت. در اوج فعاليت‌هاي سياسي ‌اش در تب و تاب صحنة سياسي كشور در سال 1356 نقش بسيار فعالي در انقلاب 57 ايفاء نمود. در سال 1358 پس از پايان تحصيلات دبيرستان، در رشته تاريخ دانشگاه تبريز پذبرفته شد. در مهرماه همان سال وارد دانشگاه تبريز شد. فعاليت‌هاي وي پس از انقلاب با دستگيري وي در تابستان 1360 متوقف گشت. او به مدت سه سال به اتهام همكاري با تشكل «پيشتازان» (گروهي از معتقدين به انديشه‌هاي دكتر علي شريعتي) در زندان چوبيندر قزوين به سر برد.آزادي او از زندان در سال 1363 عمر ديرپايي نداشت چرا كه مجددا در تابستان 1365 به اتهام همكاري با «موحدين انقلابي» دستگير شد و اين بار 11 سال ديگر از عمر خود را ر زندان اوين سپري كرد. خواهر او، محترم رحماني، نيز در همان سال دستگير و به 5 سال زندان محكوم گرديد.
تقي رحماني پس از آزادي از زندان در سال 1376، به همكاري با نشريات روشنفكري از جمله‌«ايران فردا» پرداخته و جزوات بسياري در زمينه‌هاي متنوع فكري، اعتقادي و سياسي ممنتشر مي سازد. همكاري او با نشريات، روزنامه‌ها و نيز «دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي دكتر علي شريعتي» پس از دوم خرداد 76 بُعد تازه‌اي مي‌يابد و علاوه بر ده‌ها مقاله و مصاحبه، سخن‌راني‌هاي بسياري در زمينه‌هاي سياسي و اعتقادي در كارنامة فعاليت‌هاي او قرار مي‌گيرند.پس از خرداد 1376 و با اوج‌گيري حركت‌هاي اصلاح‌طلبانه و گشايش فضاي سياسي، فعاليت‌هاي او وارد عرصة مطبوعات نيز مي‌گردد. همين روند كار سياسي و روشنفكرانه وي بو كه نام وي را در ليست قتل‌هاي زنجيره‌اي قرار داده بود. در يكي از طرح‌هاي باند آدم‌كش براي ربودن و قتل وي، به‌طور كاملا اتفاقي از توطئه رهايي مي‌يابد. با تشكيل ائتلاف نيروهاي ملي/مذهبي، وي با فعاليت مستمر، ائتلاف مذكور را ياري نمود. در انتخابات مجلس ششم در بهمن 1378 با حضور در ستاد نيروهاي ملي/مذهبي و با حمايت از كانديداهاي ملي/مذهبي در فضاي انتخاباتي، سعي و تلاش جدي نمود.در سال 79، پس از يكي از همين سخنراني‌ها براي دانشجويان شهركرد بنا به شكايت مدعي‌العموم به دادگاه فراخوانده مي‌شود و سرانجام قبل از دريافت حكم نهايي دادگاه شهركرد، در نشست فعالين ملي/مذهبي در منزل آقاي بسته‌نگار به همراه برخي از شخصيت‌هاي ملي/مذهبي در 21 اسفند 80 دستگير مي‌شود.افكار تقي رحماني را مي‌توان در جايگاه نحلة نوانديشي ديني قرار داد. شناخت عميق وي از انديشه‌هاي دكتر علي شريعتي از بطن تاثيرگذاري اين متفكر بزرگ در ديدگاه‌ها و آثار تقي رحماني به خوبي هويداست. از جمله بارزترين نقطه نظرات وي امر بازنگري و بازسازي سنت در برابر سنت حاكم و نگاه نسخه‌هاي دنياي مدرن است

 

برخي آثار منتشر شده تقي رحماني:

 

* عقل مذهبي

 

* عدالت‌طلبي ايراني

 

* غرب چگونه غرب شد؟ ما چگونه مي‌توانيم شرقي بمانيم؟

 

* مشكل استقرار دموكراسي در ايران

 

* دين به مثابه جوهره فرهنگ

 

* تلاشي در راه درك معني وحي و ختم نبوت

 

* تاويل شرقي و هرمنوتيك غربي

 

* عاشوراها در زمانه‌ها

 

* بحران نظريه و مدل سياسي در ايران

 

* دفتر اول – نقادي قدرت (مشكل استقرار دموكراسي در ايران)

 

* دفتر دوم – نقادي قدرت (حاكميت و مشروعيت)

 

* دفتر سوم – نقادي قدرت (بحران نظريه و مدل سياسي در ايران)

 

 

زندگینامه رضا علیجانی

 

 

 
 
 

رضا عليجاني در سال 1341 در يك خانواده متوسط و مذهبي در قزوين به دنيا آمد. وي، در حالي كه در طول دوران تحصيل از شاگردان ممتاز محسوب مي‌شد، از سال سوم ابتدايي مطالعات غيردرسي‌اش را با عضويت در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و نيز شركت در جلسات مذهبي )قرآن، كتاب‌خواني و...) آغاز كرد. در اوان نوجواني با آثار دكتر علي شريعتي آشنا شد و از آن پس تحت تأثير آراء و افكار وي قرار گرفت. فضاي فرهنگي – مذهبي ـسياسي خويشان و آشنايان نيز باعث جذب او به فعاليت‌هاي سياسي گرديد. اين فعاليت‌ها با شركت در جلسات فكري – سياسي و پخش جزوات و اعلاميه‌هاي سياسي در ارتباط با برخي گروه‌هاي سياسي (محلي و كشوري)، تشديد شد. همين امر باعث دستگيري و بازداشت موقت وي (همراه با دو نفر ديگر) در سال 57 توسط شهرباني قم به جرم حمل يك ساك اعلاميه‌هاي سياسي در آن شهر گرديد. عليجاني پس از انقلاب نيز به فعاليت فكري – سياسي خود، به ويژه، در رابطه با گروه پيشتازان (كه يك گروه شهري الهام‌گرفته از افكار دكتر شريعتي و منتقد قدرت مستقر پس از انقلاب بود)، ادامه داد. همكاري وي با پيشتازان؛ با مشاركت در تهيه مطالب نشريات و جزوات، كلاس‌هاي بحث فرهنگي به ويژه در رابطه با آثار دكتر شريعتي، تدريس عربي و...؛ روزافزون شد و به تدريج نقش فعال‌تري در شاخه ايدئولوژي گروه مذكور ايفا كرد. وي همزمان با حوادث آغازين سال 60 از قزوين خارج شد و با مراجعه مأموران كميته براي دستگيري‌اش از آن پس زندگي نيمه‌پنهاني را در تهران آغاز نمود (وي در سال62 يك بازداشت اتفاقي و كوتاه‌زمان را تجربه كرد). عليجاني در اين دوران، به طور تمام‌وقت با گروه جانشين پيشتازان يعني موحدين انقلابي كه فعاليت گسترده‌تري داشت؛ در حوزه‌هاي مختلف (انتشاراتي و آموزشي، به ويژه شاخه ايدئولوژي جريان مزبور) همكاري داشت. پس از دستگيري گسترده فعالان اين گروه در سال 1364، وي زندگي تماماً مخفي خود را آغاز كرد و همراه برخي دوستانش (مانند آقاي تقي رحماني و...) به تداوم حركت تشكل مزبور همت گماشت. اين حركت با دستگيري فعالان اين جريان در سال 65 به پايان رسيد. عليجاني نيز در اين برخورد دستگير شد و پس از بازجويي در بازداشتگاه كميته مشترك به زندان اوين فرستاده شد. وي پس از حدود چهار سال از زندان آزاد گرديد.

 

عليجاني از آن پس با انتخاب زندگي و مشي علني، وارد مرحله جديدي از زندگي‌اش شد. او در اين دوره به همكاري، ارسال مقاله و...، در رابطه با كتاب‌هاي ويژه‌نامه سالگرد دكتر شريعتي (ميعاد با علي) و مجلات و نشريات (همچون ايران فردا، فرهنگ توسعه و...) پرداخت. وي پس از مدتي، به دعوت آقاي يوسفي اشكوري، عضو سرويس نظر و انديشه مجله ايران فردا و سپس دبير اين سرويس و انگاه دبير تحريريه مجله ايران فردا گرديد.

 
 
 
 
 
 

عليجاني از سال 76 به بعد، سردبيري مجله ايران فردا را بر عهده داشت. اين مجله به تدريج از دوماهنامه به ماهنامه و دوهفته‌نامه تبديل گرديد. وي در اين مدت به نگارش مقالات فكري - فرهنگي و سياسي، در ايران فردا و ديگر نشريات ادامه داد. او در سال 1375، با همفكري آقاي تقي رحماني، پيشنهاد تأسيس دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي دكتر شريعتي را با آقاي يوسفي اشكوري كه خود نيز چنين هدفي را در نظر داشت، در ميان نهاد. آنگاه وي نيز همراه با عده‌اي از روشنفكران مذهبي متأثر از شريعتي جزء مؤسسين دفتر پژوهش‌هاي دكتر شريعتي قرار گرفت و در پيشبرد فعاليت‌هاي آن مشاركت نمود.عليجاني در اين مدت به تشكيل كلاس‌هاي «شريعتي‌شناسي» در دفتر پژوهش‌ها پرداخت. (اين كلاس‌ها پس از تشكيل بيش از چهل جلسه با دستگيري وي در سال 79 ناتمام ماند). محصول اين كلاس‌ها 22 جزوه شريعتي‌شناسي بود كه توسط دفتر پژوهش‌ها منتشر گرديد و سپس برخي از آنها به صورت كتاب چاپ شد. عليجاني در نيمه دوم دهه هفتاد يكي از فعالان مجموعه نيروهاي ملي – مذهبي بوده است. وي در اين مدت در فعاليت‌هاي مختلف اين جريان در تهران، شهرستان‌ها، دانشگاه‌ها و... مشاركت داشت و در تهيه بيانيه‌هاي اين جريان نيز ايفاي نقش مي‌نمود. (در اثر برخي مقالات و مصاحبه‌هاي راديويي، بازماندگان باند سعيد امامي در سال 1378، در امتداد قتل‌هاي زنجيره‌اي، وي را تهديد به قتل كردند). او در اين مدت به همراه برخي دوستان ديگرش (تقي رحماني، هدي صابر و...) يكي از فراكسيون‌هاي فعال دروني جريان ملي – مذهبي را تشكيل مي‌دادند كه ارتباط نزديكي با محافل دانشجويي و شهرستاني داشت. اين فراكسيون علاوه بر تحليل و فعاليت‌هاي سياسي به تحليل و فعاليت‌هاي فرهنگي و تئوريك نيز اهتمام مي‌ورزيد.پس از دستگيري مهندس سحابي و هدي صابر، عليجاني نيز در سال 79 بازداشت شد. بخش عمده‌اي‌از اين بازداشت (شش ماه و نيم) در زندان انفرادي گذشت. وي در انفرادي يك كار پژوهشي روي قرآن؛ تنها كتابي كه – همراه مفاتيح – درآنجا وجود داشت، آغاز كرد. (نتيجه اين پژوهش پس از آزادي از زندان به صورت كتابچه‌اي تحت عنوان «متن، اثر، سند» منتشر گرديد).در سال 1380 سازمان گزارشگران بدون مرز عليجاني را، كه در سال گذشته نيز از نامزدهاي روزنامه‌نگار برگزيده سال جهان بود، به اين عنوان برگزيد.

 

عليجاني پس از آزادي از زندان در سال 1380 به فعاليت‌هاي فكري و فرهنگي خود با تشكيل جلسات ادواري در خانه‌ها؛ به علت پلمپ شدن دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي دكتر شريعتي توسط دادگاه انقلاب، ادامه داد. محصول اين جلسات به صورت جزوه و كتاب منتشر شد.

 
 
 
 

وي در اين دوران نيز فعاليت‌هاي سياسي خود را در ارتباط با جريان ملي – مذهبي ادامه داد. و در همين فاصله همراه با دوستان ديگرش، به همكاري آموزشي فكري – سياسي نزديك‌تري با جمعي از دانشجويان و جوانان پرداخت. در سال 1382 وي و ديگر دوستانش مجدداً بازداشت گرديدند. عليجاني در مدت بازداشتش كه اين بار دو سال طول كشيد، طرح پژوهشي‌اش درباره قرآن را به ديگر متون مقدس (ريگ‌ودا، اوپانيشادها، عهد قديم و عهد جديد) گسترش داد. وي معتقد است كه اگر محصول فكري حدود هفت سال زنداني كه متحمل شده است؛ همين بحث و نگاه تاريخي – الهامي باشد كه در رابطه با متون مقدس بدان رسيده است، از آن راضي و مشعوف مي‌باشد. پس از آزادي از زندان در سال 1384، وي به فعاليت فكري نوانديشانه مذهبي، در كنار ديگر دوستان و همفكرانش در چارچوب دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي دكتر شريعتي كه تجديد حيات و حركت كرد، ادامه داده است. همچنين در حوزه فعاليت‌هاي سياسي – اجتماعي نيز به همراهي با جريان ملي – مذهبي پرداخته است. پرونده اول وي در رابطه با فعاليت‌هاي سياسي با جريان ملي – مذهبي در دادگاه انقلاب با محكوميت اوليه شش سال هنوز مفتوح مي‌باشد.عليجاني در اين دوران سلسله كلاس‌هاي زن در متون مقدس (به عنوان يكي از محورهايي كه وي در رابطه با اين متون در زندان آخرش به مطالعه و پژوهش پرداخته بود) را در سالن كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار كرد. مطالب اين كلاس به صورت جزواتي منتشر شده و در وبلاگي نيز در معرض ديد و بررسي و نقد عمومي قرار داده شده است.


 

 View Full Size Image

زندگينامه فرهنگي حسن يوسفي اشكوري

 

 
 

حسن يوسفي اشكوري در سال 1328 شمسي در اشكور از توابع شهرستان رودسر گيلان متولد شد. پس از آموزش علوم مقدماتي در سال 1340 به عنوان طلبه وارد حوزه علميه رودسر شد. در سال 1344 به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و تا سال 1357 در آن حوزه به آموزش علوم اسلامي اشتغال داشت. در اين دوران دانشهاي رايج در حوزه مانند ادبيات، منطق، تفسير، كلام، فلسفه، اصول و فقه را آموخت. وي افزون بر تحصيل به مطالعه و تحقيق نيز اهتمام كرد و به نويسندگي نيز پرداخت. نخستين مقاله ايشان در سال 1349 در "مجله دانشمند" چاپ شد و تا سال 1357 با آن مجله همكاري كرد. در اين دوران نيز با نشرياتي چون "نداي حق" ( تهران )، "طلوع اسلام" (رشت)، ماهنامه "مكتب اسلام" (قم)، سالنامه"معارف جعفري" (قم)، سالنامه "نسل جوان" (قم) و سالنامه "پيام اسلام" (قم) همكاري كرد و مقالاتي در آن نشريات نوشت. دو كتاب نيز از وي چاپ شد كه در فهرست آثار خواهد آمد. از سال 1340 همزمان با آغاز نهضت روحانيت به فعاليت­هاي سياسي روي آورد و دو بار در سالهاي 1353 و 1354 بازداشت شد.پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، وي در نخستين دوره مجلس شوراي اسلامي به عنوان نماينده دو شهرستان شهسوار (تنكابن بعدي) و رامسر برگزيده شد اما پس از پايان مجلس در سال 1363 بيشتر به فعاليتهاي فرهنگي و پژوهشي و قلمي روي آورد. از سال 1364 تا 1368 در دانشگاه علامه طباطبايي تهران به تدريس تاريخ اسلام و معارف اسلامي اشتغال داشت ولي پس از سخنراني در مجلس ختم زنده­ياد دكتر كاظم سامي در سال 1367 از تدريس در دانشگاه منع گرديد. از سال 1363 تا 1369 به عنوان دبير هيأت تحريريه شركت سهامي انتشار فعاليت كرد. از سال 1364 تا كنون به عنوان نويسنده با مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي همكاري دارد و ده­ها مقاله در مجلدات آن مجموعه نگاشته است. از سال 1369 به دعوت مديريت دايره المعارف تشيع به عنوان ويراستار و نويسنده به آن مركز علمي پيوست و اين همكاري تا سال 1377 ادامه پيدا كرد. از سال 1367 تا 1370 پنج شماره گاهنامه " احياء" را با همكاري برخي هم فكران منتشر كرد. از سال 1371 به عنوان عضو هيأت تحريريه و عضو شوراي سردبيري مجله ايران فردا و نويسنده، با مديريت مهندس عزت­الله سحابي، با آن مجله همكاري كرد كه تا توقيف آن مجله در سال 1379 ادامه يافت. افزون بر آنها در طول سه دهه اخير، با نشريات و روزنامه­هاي مختلف و دانشنامه هاي متعدد همكاري علمي و قلمي داشته است كه از جمله آنها ميتوان به دو روزنامه كيهان و اطلاعات (در دهه شصت)، "جامعه"، "توس" ( چاپ مشهد و تهران)، "نشاط"، "خرداد"، " صبح امروز"، "مناطق آزاد"، هفته نامه "آبان"، هفته نامه "مبين"، "پيام هاجر"،"هاتف" (گيلان)، "اميد زنجان"(زنجان)، "پيام هامون" (مشهد)، "عصر آزادگان"، ""هم ميهن، "شرق"، "كارگزاران"، "اعتماد"، "آفتاب يزد"، مجله "مدرسه"، مجله "آيين"، دانشنامه "قرآن"، و فرهنگ آثار اشاره كرد. در عين حال كار اصلي وي همان همكاري علمي و پژوهشي مستمر با دايره المعارف بزرگ اسلامي است. ‌

 

در طول سه دهه وي در محافل مختلف سياسي و دانشگاهي به ايراد سخنراني پرداخته و درباره موضوعات گوناگون سخن گفته است. نيز وي بارها به دعوت محافل مختلف ايراني و غير ايراني به برخي كشورهاي اروپايي و امريكا سفر كرده و در كنفرانسهاي مختلف در باب موضوعات ديني و اجتماعي به ايراد سخن پرداخته است. از جمله آنها شركت در كنفرانس برلين بود كه در آوريل 2000 / فروردين ماه 1379 رخ داد. در پي انجام سه روزه اين كنفرانس، كه جنجال سياسي و تبليغاتي گسترده در ايران و جهان به دنبال داشت، يوسفي اشكوري به همراه چند تن ديگر از سخنرانان ايراني كنفرانس دستگير و در دادگاه ويژه روحانيت تهران محاكمه و در دادگاه اول به اعدام محكوم شد ولي پس از نقض آن حكم در دادگاه دوم به هفت سال حبس محكوم شد. وي پس از گذراندن كمتر از پنج سال از دوران محكوميت در بهمن ماه 1383 . از زندان آزاد شد. اتهام وي در دادگاه ارتداد بود و استناد قاضيان نيز به گفته ها و عقايد ايشان مبني بر تغيير پذيري احكام اجتماعي اسلام و از جمله آزادي حجاب زنان مسلمان بود. وي از آغاز تحت تأثير آموزه­هاي نوانديشان مسلمان به ويژه اقبال لاهوري، مهندس بازرگان، آيت الله طالقاني و بيش از همه دكتر علي شريعتي بوده است. او در سال 1376 " دفتر پزوهشهاي فرهنگي دكتر علي شريعتي" با همكاري چندي از همفكران تأسيس كرد و از آن زمان تا كنون به عنوان مسئول دفتر فعاليت مي­كند، نيز وي در تأسيس «بنياد فرهنگي مهندس مهدي بازرگان» همكاري داشته است. ‌‌‌

 

 

View Full Size Image

 

زندگینامه فاطمه گوارایی

 

 

 
 
 
 

فاطمه گوارایی در سال 1341 در قزوین متولد شد .16 ساله بود که با امواج انقلاب 57-56 مواجه گردید .در 18 سالگی در رشته ریاضی ـ فیزیک فارغ التحصیل شد و به دلیل رویداد انقلاب فرهنگی از ادامه تحصیل بازماند.در 19 سالگی با یکی از گروههای طرفدار شریعتی به نام موحدین انقلابی آشنا و به همکاری با آن پرداخت . در سال 1363 با خسرو آذربایجانی از هم فکران خود ازدواج کرد . و در تیر 1364 به همراه وی و برادر همسرش و جمعی از یاران دستگیر شد. در دی ماه سال 1367 بعد از اعدام های سراسری در زندان های ایران که برادرش علی را نیز طعمه خود کرد ،آزاد گردید.در سالهای 68 تا70 که فضای ایران به شدت خفقان آلود بود ، حفظ خود و حلقه های پیرامونی و وفاداری بر اهداف و آرمانها تنها راه پایداری محسوب میشد. با کاهش فشار بر اپوزسیون داخلی در بعد از بروز شکافهای داخل حاکمیت از سالهای 70 به بعد موقعیت و فضای فعالیتهای جمعی تر فراهم گردید.در سال 1375 به دعوت حسن یوسفی اشکوری به جمع اعضای موسس دفتر پژوهشهای فرهنگی دکتر شریعتی پیوست که این همکاری تا به امروز نیز ادامه دارد.در طی این سالها به عنوان زن نواندیش مذهبی با نگارش مقاله ، ایراد سخنرانی ،تشکیل هسته های مطالعاتی در حوزه اندیشه های شریعتی ومسائل زنان ، اجرای بسیاری از مراسمهای یادمان شریعتی در حسینه ارشاد و ... به تلاش های خود در زمینه های فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی ادامه می دهد . نام برخی از مقالات وی به شرح زیر

 

می باشد :

 

ـ سنت دیرمانی یک دیروز

 

ـ انقلاب تکانه ای در بنیان

 

ـ زن روایتگری یا خوانشگری ؟

 

ـ نگره پیشگامان مفهوم گرایی به ساخت و معنا

 

ـ تعمق در گذشته ، رمز عبور به آینده

 

ـ تاریخ معاصر گستره جدال استبداد و آزادی

 

ـ و .........................

 

در سال 1378 با شکایت سپاه و بسیج به شش ماه حبس و 50 ضربه شلاق محکوم گردید که در دادگاه تجدید نظر بواسطه پیامدهای داخلی و خارجی آن لغو گردید.

 

 

از سال 1376 الی 1379 با نشریه پیام هاجر به عنوان عضو شورای سردبیری همکاری نزدیک داشته و مدتی نیز مسئول صفحه اندیشه آن بوده است .

 

کتابی نیز تحت عنوان میراث فلسفی ما که دربر دارنده مجموعه مقالاتی در باره حسن حنفی می باشد ، توسط وی گردآوری و توسط نشر یادآوران به چاپ رسیده است .

 

در سال 1379 به همراه خانم ها مهرانگیز کارو شادروان روشنک داریوش ، برنده جایزه موسسه دیده بان حقوق بشر(هیلمن هامت ) گردید.

 

در سالهای 1384 ـ1383 با نشریه نامه همکاری و به مدت یکسال مسئول صفحه زنان آن بشمار می رفت .

 

.وی هم اکنون عضو دفتر فرهنگی دکتر علی شریعتی و شورای فعالان ملی - مذهبی

 

می باشد.

 

 


نويسنده : محمود دشتی زاده |