درودبرایران بزرگ
و
درودبردوست داران ایران بزرگ.
ناسیونالیسم به دوشکل تعریف وعمل می شود،یکی ناسیونالیسم افراطی ودیگری ناسیونالیسم معتدل.ناسیونالیسم افراطی خواستاربرتری جویی وسلطه بردیگرملت ها وکشورها می باشد.نازیسم وفاشیسم ازجمله فلسفه های ناسیونال افراطی بودندکه به دلیل مشی وایدئولوژی برتری خواهی وحذف دیگراقوام وتوسعه مرزکشورهای خود،جنگ فراگیردوم جهانی رادرپی داشتند.اماناسیونالیسم معتدل برخلاف ناسیونالیسم افراطی ،مردم راازداشتن ارزش های ملی وتاریخی خودآگاه می سازدوباعث آگاهی سیاسی وغروریک ملت خواهدشدوبه آن ملت وحدت ویک پارچگی خواهدبخشید.
درمباحثات علوم سیاسی معمولا ناسیونالیسم رادربرابرانترناسیونالیسم قرارمی دهند.شکل افراطی ناسیونالیسم دراصل،دربرابرانترناسیونالیسم قرارمی گیردونوع معتدل ناسیونالیسم تضادچندانی باانترناسیونالیسم ندارد .اما نوع افراطی ناسیونالیسم که به "شووینیسم"و"راسیسم"منتهی می گردد درتضاد وتناقض جدی باانترناسیونالیسم است.شووینیسم وراسیسم راه مبالغه درموردتاریخ وارزش های ملی یک کشوروملت رادرپیش می گیرندوآن ملت راازداشتن آگاهی سالم وحقیقی نسبت به تاریخ وارزش های ملی خودبازمی دارد وباترویج وتشویق نژادپرستی یک ملت رابه سمت دشمنی بادیگرملت ها وانزوا پیش می راند.ناسیونالیسم افراطی پا راازمبالغه نیزفراترمی گذارد وارزش ها وداشته های دروغین ابداع می کند وبدین طریق تلاش درتشدید غرورملی دارد.
عامل اصلی وتاثیرگذاردرایجاد وحدت ویکپارچگی یک ملت که درگذر زمان دست خوش استحاله وتغییرنمی شودچیست؟
تنها عاملی که درگذرزمان دچارضعف وفرسایش نمی شود ودرصورت اهمیت به آن همیشه قوی وسازنده خواهدبود وهمیشه یک ملت وکشوررایکپارچه نگاه خواهد داشت"ناسیونالیسم"می باشد.ناسیونالیسم اگربرای مقطعی اززمان نیزکم رنگ شودکم رنگی آن ازفنومن وذات آن نیست بلکه به علت کم توجهی یک ملت به ارزش های ملی وکشوری می باشدوپس از توجه یک ملت به ملیت وتاریخ تمدن خودازناسیونالیسم قدرت خواهد گرفت وتوانایی سازندگی واتحاد خودرا بازخواهد یافت.
برخی ازایدئولوژیست ها ودولت هابه دلیل عدم تاریخ وتمدن قوی اقدام به ابداع گزینه های افتخارمی کنندوبرای ملت های خود ناسیونالیسمی را تشریح می کنندکه دارای پایه های سالم واستواری نیست.ناسیونالیسمی که بدین شکل وبرپایه گزینه های وهم ودروغ استوارمی گردد راباید مالیخولیای ناسیونالیسم نامید.فراوانی گزینه های افتخاردرون مرزها تمدن وتاریخ ایران بزرگ شامل بعدوابعاد خاص نمی شودواین حالت بسیط رامی توان درتمامی سطوح شاهدبود.اما متاسفانه مردم ایران بزرگ با داشتن آن همه نام ونشان افتخار وغرورکه ناسیونالیسم سالم وواقعی رابه همراه داردوخواهد داشت ازملی گرایی فاصله گرفته اند.
برخی ناخواسته وغیرارادی وبرخی دیگربه عمد تمدن ایران رابه تاریخ دوهزاروپانصدسال پیش رجعت می دهند.شکل گیری امپراتوری جهانی ایرانیان توسط شاهنشاه پیامبر ایرانی کوروش بزرگ به دوهزاروپانصد سال پیش برمی گردد،اما تمدن درسرزمین ایران قدمتی چندهزارسال فراترازظهورکوروش بزرگ وبنیان گذاری امپراتوری جهانی ایشان دارد.