تبليغاتX
مُجـــــــــــــــــــــــــــــــــــرا
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 | 9:10

اصلاح وتغيير دو واژه زيبايي هستند كه بيشتررهبران كنوني دنيا بوسيله شاخ وبرگ دادن به آنها به نتايج مطلوب دست يافته اند و اگر امروزه در عملكرد احزاب وگروه ها وافراد اصلاح طلب درتمام دنيا مداقه کنیم درمي يابيم كه اصلاح از فرد شروع ميشود وتا فردي يا گروهي محدود تغييرات اساسی درافكار ورفتار خودبوجود نياورند هرگز رهبران خوبي براي جامعه اي بزرگ با افكاري متفاوت نخواهند بود.

ورود آقاي خاتمي به عرصه انتخابات جاي خوشحالي است وهم جاي ترديد... چرا ؟

جواب خيلي ساده و روشن است همانطور كه سئوال بسيار شفاف است... اگر دراستقبال از آقای خاتمي همه نوع افكار و افراد حضور پيدامي كنند جاي خوشحالي است و اين نشان دهنده داشتن مردمي آگاه وروشن ومنطقي مي باشد كه به پاي صحبت دوست و دشمن مي نشينند وگوش مي دهندو خودشان تجزيه وتحليل وسپس انتخاب مي كنند كه درتمام كشورها مرسوم هست.ولي ترديد از آنجا شروع ميشود كه خصوصا عده اي از بندر گناوه كه تا ديروز باآوردن نام اصلاحات دهان خود را آب مي كشيدند پا را از اصلاح فراتر گذاشته ودر آنها انقلاب رخ ميدهد و خود را اصلاح طلب معرفي مي كنند و عجيب تر اينكه بوسيله ستاد استقبال از آقاي خاتمي به عنوان اصلاح طلب تشويق ويژه مي شوند ودر نتيجه با اصلاح رنگ به راحتي به اصلاح طلبان مي پيوندند. چه بسا افرادي با اين افكار كه اخيرا واژه زيباي ( نخبه) راهم يدك مي كشند و پيشاپيش اين مدال به آنهاداده شده است سكان دار شهري شوند كه ماحصل آن جز عقب رفت و سير بسوي رياست طلبي وقدرت نباشد.

چرا گامي برداشته شد كه عواقب آن ريشه اصلاحات را مي خشكاند وچرا اصلاح طلبان خودي وناخودي راتشخيص ندادند؟

چه شد كه اصلاح طلبان حتي ازشناسايي نيروهاي خود عاجز ماندندوافرادي كه همه چيزشان را در راه جان تازه گرفتن اصلاحات از دست دادند از ديد مدعيان اصلاح(ستاداستقبال)دور ماندند؟

ونتيجه اينكه:

چرا كارتهاي تشويق به دفتر كساني پست شد كه متولد 16/12/87 اصلاح شمسي بودند.؟

آرزو مي كنيم كه اصلاحات موفق باشد و اول به اصلاح درون خود بپردازد تا بتواند باني اصلاح جامعه شود ونيز اميدواريم حركت اخير فقط ناشي از سوء مديريت ستاد استقبال باشد نه بيشتر!


نويسنده : علی خدری |
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 | 9:52

"تابستانی به این گرمی بندر گناوه و بی توجهی به این سردی به بازیهای آبی"

 

 

 

پشت دریا شهری است

 

که در آن وسعت خورشید به اندازه

 

چشمان سحر خیزان است

 

 (سهراب سپهری)

 

تکیه زدن به ماسه های نرم درمجاورت آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس آرزوی هرایرانی است ، صدای دلنشین امواج این دریای زیبا گوش هر مسافری را نوازش می دهد ولی پای هر مسافری را نمی تواند به سوی خود بکشد . چرا؟

 

به راستی سهم فرزندان ما جز شرجی و حرارت از این دریای زیبا چه است؟بیائیم منصفانه به موضوع نگاه کنیم ، که چطور شهر هایی هستند که در دل کویر در حسرت یک لیتر آب به حفر قنات و چاه روی می آورند و چنان پارکهای آبی به راه انداخته اند که هر توریستی نه با پا بلکه با سر خود را به آنجا می کشاند.

 

جای تعجب است که مسئولین تربیت بدنی وتا اندازه ای شهرداری شهر گناوه نسبت به راه اندازی بازیهای تابستانی از قبیل: اسکی روی آب ، شنا، موج سواری و یاقایق سواری با پارو ودهها بازی دیگر آبی و مفرح اینقدر بی تفاوتند. واقعاً هزینه این بازیها چقدر است که به بی توجهی به آنها می چربد؟

 

در شهرهای مجاورما از یک باریکه ی آب به نام آبشار منبعی درآمدزا می سازند ونگاه به آن 1000تومانی می طلبد و بچه های ما را به سوی خود می کشاندو افسوس که ما نمی توانیم دیدنیهای اطراف خودرا مدیریت کنیم. چرا نباید جذابیت ساحل خود را با انداختن چند قایق رنگارنگ بادی و غیر بادی سروسامان دهیم ؟ چرا هیچ خلاقیت ونوآوری در زمینه ی بازیهای آبی دربندرگناوه اتفاق نمی افتد؟

 

چرااز پارکهای آبی وبچه هایی با لباسهای زردوقرمزو آبی سوار بر امواج خبری نیست؟

 

باور کنیم که با کمک فکر و اندیشه می توان با کمترین هزینه به بهترین نتایج رسید، مسابقات عمومی شنا و یا پاروزنی در هر هفته و اهداء جوایز به کمک اداره های شهر وکشاندن جوانان به این مسیر می تواند علاوه بر استعداد یابی ، روحیه ی این بندر نشینان راتقویت کند وافراد را از حالت جمودی به تحرک وادار کرده و زمینه ی پیاده کردن دیگر ورزشها رادر ساحل فراهم آورد.

 

با این نگاه که همه باید متولیان ورزش باشند وباامید به اینکه هر اداره ای یانهادی در بندر گناوه به کمک بچه های سخت کوش تربیت بدنی وسیله ای شود ودر تدارک یک بازی آبی تابستانی در ساحل دست اهالی ورزش را بفشارد ، تا آغازی برای عمران و آبادی شهر در تمام زمینه ها به کمک مشارکت فراهم گردد.

 

 

 

  

 

 


نويسنده : علی خدری |